نشست تخصصی با عنوان «نسبت فرهنگ با علوم پایه و فناوری و نقش آن در تحقق ایران قوی» در دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار شد
.JPG)
نشست تخصصی فرهنگی «ایران آینده؛ از علم تا اقتدار» با حضور حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا، استاد دانشگاه تهران و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، سهشنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ در سالن B مجتمع فرهنگی امام خمینی (ره) دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، این نشست با عنوان «نسبت فرهنگ با علوم پایه و فناوری و نقش آن در تحقق ایران قوی»، بخشی از سلسله پیشنشستهای نخستین همایش ملی «ایران آینده؛ از علم تا اقتدار» بود و با حضور دکتر شاهعلی، دبیر همایش و عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی، دکتر حمید کریمی(عضو هیات علمی گروه معارف، دبیر علمی محور فرهنگی)، و جمعی از اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه برگزار شد.
.JPG)
ارائه دستاوردهای همایش در قالب نظام سیاستی به مسئولان
در آغاز نشست، دکتر شاهعلی ضمن خیرمقدم به حاضران و ارائه گزارشی اجمالی از روند نشستهای تخصصی همایش، اظهار داشت: ایده برگزاری این همایش از فرمایشات امام شهید که در اواخر مهرماه سال گذشته ایراد کردند گرفته شد و سخنان ایشان مبنای طراحی محورهای همایش قرار گرفت.
وی افزود: با بهره گیری از ظرفیت های علمی دانشگاههای مختلف از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه امام صادق (ع) و دانشگاه علم و صنعت ایران، ترکیب اولیه همایش شکل گرفت و امور برنامهریزی شد. در مجموع ۱۲ پیشنشست تخصصی در دانشگاههای مختلف تعریف کردیم که تا امروز ۸ نشست برگزار شده و چهار نشست دیگر نیز در روزهای آتی برگزار خواهد شد.
دکتر شاه علی در ادامه افزود: قرار است نتایج حاصل از ارائه مقالات در کنار بیانیه های تخصصی حاصل از پیش نشست های تخصصی در قالب یک نظام سیاسی تدوین و به مسئولان نظام ارائه شود.
.JPG)
بررسی نسبت فرهنگ و علوم پایه از دو منظر
در ادامه، حجتالاسلام والمسلمین دکتر پارسانیا سخنانی ایراد کرد و گفت: برای بررسی نسبت فرهنگ با علوم پایه، فناوری و صنعت در بستر ایران، میتوان موضوع را از دو منظر بررسی کرد؛ نخست به لحاظ واقعیت و آنچه رخ داده نسبت فرهنگ و علم و تأثیرات متقابل آن بررسی شود و دوم به لحاظ نفسالامری و فارغ از آنچه تاکنون رخ داده است. میان این دو نگاه تفاوت جدی وجود دارد.
وی تصریح کرد: هر فرهنگی ظرفیت باروری حوزههای علمی و مصادر علمی خاص خود را دارد؛ به این معنا که علم میتواند در درون یک فرهنگ شکل بگیرد و فرهنگ، تعریف خاصی از علم ارائه دهد. با بررسی اینکه در یک فرهنگ خاص، «علم» چگونه معنا میشود و چه جایگاهی دارد، میتوان کلیت آن فرهنگ، تراز و رویکردهای آن را ارزیابی کرد.
دکتر پارسانیا از منظر کنشگری یاد کرد و افزود: انسان با برخورداری از قوه عاقله و اراده، همواره به دنبال شناخت حقیقت و انجام بهتر کارهاست. چالش اصلی پژوهشگران حوزههای معرفتی، نحوه زیست و سبک زندگی انسان است؛ اینکه انسان چگونه میتواند به بهترین شکل زندگی کند و اصول اخلاقی و فرهنگی را در عرصه عمل محقق سازد. اخلاق و ارزشها در این میان نقشی بنیادین دارند و فرهنگ در مواجهه با این موضوعات، مسیر هدایت و پویایی خود را مییابد.
.JPG)
معنای علم در جهان مدرن و مواجهه آن با فرهنگ اسلامی
سخنران نشست در بخش دیگری از سخنان خود به معنای علم در جهان مدرن پرداخت و گفت: جهان مدرن با رویکردی ابزاری به علم و عقلانیت نگاه میکند که معطوف به تغییر و تسلط بر طبیعت است. در این نگاه، بسیاری از حوزههای معرفتی دیگر مانند فلسفه، اخلاق، هنر و الهیات بهعنوان «علم» شناخته نمیشوند، بلکه به حوزههای فرهنگی، ایدئولوژیک یا علوم انسانی (Humanities) منتقل میشوند.
وی ادامه داد: مواجهه فرهنگ اسلامی با علم و عقل، مبنای متفاوتی دارد. معرفت دینی، هستیشناسی خاص خود را دارد و عقل در این نگاه، ابزاری برای فهم حقیقت و هدایت انسان است. وقتی مفاهیم پایه علمی و فرهنگی از یک بستر به بستر دیگر منتقل میشوند، چالشهای درونی و بحرانهای معنایی ایجاد میشود؛ اگر تفکر ابزاری مدرن بدون نقد و توجه به مبانی هستیشناختی پذیرفته شود، تعارض جدی با هویت فرهنگی و دینی پدید خواهد آمد.
دکتر پارسانیا تأکید کرد: دین، خودِ علم نیست، اما یک متافیزیک و نظام ارزشی است که ساختار معرفت و جهتگیری علوم را پوشش میدهد. دینداری، نوعی نگرش به عالم و انسان مبتنی بر حقیقت است. قدرت علمی و فناوری در بستر اسلامی باید در خدمت حفظ اقتدار، امنیت و مصالح امت اسلامی باشد و علوم و فناوریهای مدرن باید با غربالگری و توجه به مبانی بومی و دینی، در راستای تعالی انسان و توسعه پایدار جامعه به کار گرفته شوند.
.JPG)
مرز علم و شبهعلم کجاست؟
در ادامه نشست، پرسشهایی بنیادین درباره مرزهای علم و شبهعلم، تابعیت علم از فرهنگ و راهبرد صدور فرهنگ معرفتی ایران مطرح شد. سخنران نشست با تأکید بر اینکه تعریف شبهعلم از مهمترین مسائل مغفول در آموزش عمومی است، گفت: تعریف علم به تعریف عقل وابسته است و اگر جایگاه عقل و شبهعقل درست شناسایی نشود، مرز علم و شبهعلم نیز مخدوش میشود.
وی افزود: هر سطحی از معرفت، منطق و روش مخصوص خود را دارد؛ در علوم تجربی، معیار داوری مشاهده و آزمون است و ابطالپذیری و تأییدپذیری مسیر شناخت را جهت میدهد؛ در دانشهای تجریدی مانند ریاضیات، تصرفی در حس نیست، اما روش و منطق خاص خود را حاکم دارد. روش عقلی، شهودی و نقلی هر یک معیار حقانیت یک سری از گزاره ها هستند.
ایشان با اشاره به کتاب شفای بوعلی سینا بهعنوان نمونهای از پیوند منطق و دانش، خاطرنشان کرد: جلد «برهان» این کتاب، راه شناخت علم یقینی است و در کنار برهان، خطابه، جدل و شعر نیز هر یک روش خود را دارند، هرچند در اینها هدف رسیدن به حقیقت نیست، بلکه بسط معنا در فرهنگ است.
.JPG)
ضرورت پیوند فناوری و فلسفههای مضاف
در ادامه، راهبرد صدور فرهنگ معرفتی ایران مطرح شد. دکتر پارسانیا با اشاره به گسترش جنبشهای معنوی نوپدید و آثار شبهعلمی در غرب، گفت: ورود به فضای پستمدرن، با همه بحرانهای معرفتیاش، خود فرصتی است؛ زیرا جهان غرب نیز به لحاظ لایههای معرفتی گرفتار بحران است و ظرفیت بهرهبرداری از آن زیاد است.
وی رسالت دانشگاه علم و صنعت ایران را در خط مقدم پیوند فناوری با فلسفههای مضاف و علوم انسانی مضاف به علم دانست و تصریح کرد: فناوری برای ما مانند دارویی برای بیمار است؛ باید از آن بهره گرفت، اما به موازات آن باید «شناسنامه» علوم تدوین و پیشفرضهای نظری آنها واشکافی شود؛ یعنی به سوی فلسفه این علوم رفت.
.JPG)
تابعیت کامل علم از فرهنگ؟
یکی از محورهای مناقشهبرانگیز نشست، میزان تأثیر فرهنگ بر علم بود. برخی شرکتکنندگان با تفکیک علوم انسانی از علوم تجربی گفتند: علوم انسانی تابع فرهنگاند، اما علومی چون فیزیک، شیمی و ریاضیات که موضوعشان جهان بیرون است، نمیتوانند تابع فرهنگ باشند.
دکتر پارسانیا در پاسخ، نگاه خود را نزدیک به دیدگاه کانت ندانست و گفت: راه وصول به حقیقت برای هر انسانی در هر فرهنگی گشوده است؛ اما ورود علم به یک فرهنگ، با آن فرهنگ کنش متقابل دارد و هر شیوه زیستی، نوعی مواجهه با جهان را میپسندد. البته حق تقدم مطلق با فرهنگ نیست؛ فرهنگ و علم با هم تاثیر متقابل دارند نه یک سویه.
وی تأکید کرد: باید از هر نظریهای که کارآمد است استفاده کرد و مسائل را حل کرد، اما به موازات آن، پیشفرضهای فرهنگی آن نظریه بازاندیشی و در جهت پارادایمهای خودمان بازسازی شود. نمونه امروزی این رویکرد، شکلگیری حوزه فلسفۀ فیزیک در کشور است که نزاع اینشتین و مکتب کپنهاگ بر سر مسئله علیت را واکاوی کرده است.
سخنران در جمعبندی گفت: ما موظفیم از هر نظریه علمی و صنعتی که پاسخ میدهد بهره بگیریم، اما چون پیشفرضهای نظری آن بار ایدئولوژیک دارد، واشکافی و بازسازی آن نیز وظیفهای همزمان و ضروری است.
نشست با طرح پرسشهای تخصصی و پاسخهای سخنران به پایان رسید.
.JPG)
|